فکر و افکار شما، واقعیت زندگیتان را می سازد

2 هفته پیش
فکر

چند نفر از شما ها اعتقاد دارید که فکرتان به صورت مستقیم روی زندگی هاتون تاثیر می گذارد؟ چند نفر فکر می کنید فکر کردن می تواند روی آینده تاثیرگذار باشد؟ افکار شما واقعیت های زندگی شما را می سازند. چند نفر از شما یک تصویر خوب و روشن از آینده ی خودتان به همراه دارید؟ می دانید شما به صورت روزانه،شصت الی هفتاد هزار فکر مختلف می کنید. حالا جالب اینجاست که از بین شصت، هفتاد هزار فکر، در روز، حدود نود درصد از آن ها همان فکر هایی هستند که شما دیروز به آنها فکر می کردید. پس اگر فکر می کنید، نوع افکارتان به نوع زندگیتان ربط دارد، باید بدانید همون افکار به همان تصمیم ها منجر می شود.

همچنین بخوانید، ۲ راز رسیدن به ثروت از نگاه کوین ترودو : آموزش، تغییر پذیری

چطور فکر می کنید؟

تصمیم های یکسان به یکسری رفتار یکسان منجر می شود. البته تجربیات یکسان هم احساسات یکسان می سازد و آن احساسات یکسان هم، همه از یک نوع طرز تفکر بیرون می آید. ساختار بدنی شما، ساختاز فکری شما، طرز تفکر شما و هورمون های شما، وابسته به این است که شما چطور کار می کنید، فکر می کنید و البته مهمتر از همه، چطور احساس می کنید و احساسات شما با طرز تفکر شما، شخصیتی مستقل می سازد و این نوع شخصیت هاست که سرنوشت شماها را می سازد. پس اگر می خواهید یک واقعیت جدید را در زندگی خودتان ایجاد کنید. باید ببینید که چطور فکر می کنید و نوع فکر کردن  خودتان را عوض کنید.

فکر

مغز شما بایگانی اطلاعات گذشته شماست

باید ببینید که ضمیر ناخودآگاه شما چطور فکر می کند و آنها را جذبش کنید. باید ببینید رفتار ها و عادت های یکسان شما چیه و آنها را تغییرش بدید. باید ببینید که در گذشته به چه احساساتی فکر می کردید و البته کاری کنید که آن احساسات هیچ وقت به فکرتان باز نگردند. بعضی از مردم فکر می کنند می توانند تغییر کنند بدون اینکه شخصیت اصلی خودشان را کوچک ترین تغییر بدهند. می دانید برای این که یک آدم جدید بشید باید خودتان را تغییر بدهید. مغز شما طوری طراحی شده که شما به هر چیزی فکر کنید، می تواند آن را بازتابش بدهد. مغز شما بایگانی اطلاعات گذشته شماست. یک بایگانی بزرگ از تمام چیز هایی که در گذشته یاد گرفتید و یا آنها را تجربه کرده اید.

فکر

زندگی یکسان

پس وقتی که صبح ها از خواب بیدار می شوید و از روی یک دنده ی خاص هم بلند می شوید، وقتی که با یک انگشت گوشی موبایل خودتان را خاموش می کنید، وقتی شما به یک دستشویی می روید و همان کار را انجام می دهید. وقتی که در همان فنجان قدیمی همان قهوه ی همیشگی را می خورید و همیشه به همان شکل خودتان را تمیز می کنید، سوار ماشینتان می شوید و به محل کارتان می روید و همان کار های همیشگی را انجام می دهید و بعدش هم بلافاصله به خانه می روید و آن ایمیل همیشگی را چک می کنید و آخر هم می گیرید و می خوابید. خب من از شما یک سوال دارم؟ آیا مغز شما در طول روز تغییری کرده است؟

سلول های عصبی

شما دقیقا دارید همان کار های همیشگی را انجام می دهید، همان کار های همیشگی که ضمیر ناخودآگاه شما دستور داده تا انجام بده اما آیا کار جدیدی هم انجام دادید؟ پس بزارید یک قانون روانشناسی به شما بگویم. سلول های عصبی که با هم به کار می افتند. سلول های عصبی هستند که با هم کار می کنند. اگر شما درست مثل قبل فکر می کنید، اگر همان کار ها و همان احساسات همیشگی خودتان را دارید، در نتیجه نورون های بدن شما به همان الگو های قبلی می چرخند و دوباره همان احساسات را تولید می کنید

 اما از الان قرار است همه چیز تغییر پیدا کند شما قرار است امضای خودتان را روی مغز خودتان بگذارید، به خاطر این که مدار الکتریکی را هر چه بهتر به هم متصل کنید، کارکرد آن هم مسلما بهتر خواهد بود و وقتی شما ۳۵ ساله بشید، رفتارتان بر اساس حافظه شکل می گیرد. تمام رفتار هایی که تا به حال داشتید، تمام حافظه ای که دارید، تمام کار هایی که انجام می دهید، همه و همه درست مثل یک کامپیوتر عمل می کنند و بر اساس حافظه شکل می گیرند و اگر شما یک کار را مرتبا انجام بدهید، بدن شما را به یک حالت شرطی وادار می کند که شما خیلی راحت تر از این که مغزتان بگوید، این کار را انجام می دهید.

ضمیر ناخودآگاه

وقتی که شما یک کار را بار ها و بارها انجام می دهید، مغزتان به اندازه ی بدنتان نمی تواند آن را به خوبی انجام بدهد، این بدن شما است که این کار را به خوبی انجام می دهد، پس با این تفاصیل بیش از ۹۵ درصد از کار هایی که انجام می دهیم بر اساس ضمیر ناخودآگاه ما شکل می گیرد اما این چرا اهمیت دارد؟  شما به عنوان مثال سمینار های جدیدی شرکت می کنید تا اطلاعات جدیدی را کسب کنید و هر سری که اطلاعات جدید کسب می کنید، ارتباطات جدیدی هم در ذهن خودتان می سازید. یادگیری در حقیقت به همین معناست. مدارک علمی به شما نشان می دهند که دقیقا هر دفعه که یک ارتباطی با محیط اطراف خودتان برقرار می کنید و آن را در ضمیر ناخودآگاه خودتان ثبت می کنید، آن را یاد می گیرید.

همچنین بخوانید، چگونه فردی موفق تری شویم – بررسی سطح سه آنابولیک

اتصالات مغزی

برنده نوبل سال ۲۰۰۰ میلادی کشف کرد که وقتی مردم در حال یادگیری چیز های کوچک هستند. تعداد اتصالات مغزی آنها از ۱۳ هزار تا دوبرابر شده و به ۲۶ هزارتا ارتقاع پیدا کرده می کند. و اگر شما بتوانید آن اطلاعات را مجدد بخوانید و مرور کنید، این ارتباطات باقی خواهند ماند.

فکر

تکامل

شما اگر تصور درستی از آینده خودتان نداشته باشید، اگر آن از شما بزرگ تر باشد، شما با همان سیستم قدیمی مغزتان زندگی خواهید کرد. در نتیجه افکار جدید، اطلاعات جدید و انتخاب های جدید، رفتار های جدیدتان را می سازد و رفتار های جدید تجربیات جدیدی را برای شما می سازد و تجربیات جدید، احساسات جدید شما را می سازد و آن احساسات جدید هم باعث می شود که شما افکار تازه ای داشته باشید و به این تکامل می گویند.

 

0
نویسنده مطلب مدیریت

بدون دیدگاه