کسب و کار نوپای خود را چگونه مدیریت کنیم – مدیریت زمان

۲۷ دی ۱۳۹۷ | ۰۲:۳۱
کسب و کار

در این مقاله من خیلی علاقه مند هستم که ببینم شما چقدر به مدیریت کسب و کار علاقه مند هستید. اگر تازه وارد دنیای کارآفرینی شدید باید بدانید که مدیریت کسب و کار خیلی میتواند به شما کمک کند. یک کسب و کار نو پا که در شرایط عدم قطعیت وجود دارد برای هدایت رو به جلو، باید یک برنامه ی سازمان یافته داشته باشد.

کسب و کار نوپا

خیلی از کار آفرین ها معتقد هستند فقط باید انجام داد و از مدیریت و انضباط گریزان هستند. مدیریت علمی، پشتوانه ی بی نظیری را ایجاد کرده ولی در شرایط آشفته و زمانی که عدم قطعیت کسب و کار نوپا مناسب نیست، بنظر من کار آفرین ها به یک نظم مدیریتی نیاز مند هستند تا به کمک آن بتوانند فرصت های کار آفرینانه را مهار کنند. اقتصاد جهانی باعث شده خیلی ها در حوضه ی کار آفرینی فعالیت کنند. ما یک نمونه مدیریت منسجم برای کسب و کارمان نداریم، ما باید برای موفقیت در هر زمینه شکست های مختلفی را تجربه کنیم.

کسب و کارنوپای ناب

محصولاتی که بعد از چند هفته روانه بازار شدند، از قفسه فروشگاه ها کنار گذاشته شده اند، محصولاتی که تولید شده اند ولی مشتری ندارند و قسمت تلخ ماجرا غیر از ضرر اقتصادی، زمان اشتیاق و مهارت افراد رو هم نابود می کند. نوپای ناب اسمش رو از تولید ناب گرفته است که برای اولین بار در شرکت تویوتا توسعه داده شد و نشان داد چطور می شود با داشته های یک سازمان یک محصول با کیفیت تولید کرد.

نوپای ناب پیشنهاد می کند که کار آفرین ها در مقایسه با کسب و کار های دیگر، خودشان را قضاوت کنند، پیشرفت با تولید کالاهای با کیفیت به وجود می آید. یک نظریه درست حسابی از کار آفرینی می بایست تمام جوانب یک کسب و کار نوپا را پوشش بدهد.

توسعه ی محصول، بازاریابی و فروش ، افزایش تولید، شراکت و توزیع سازمان، همین طور باید برای ارزیابی پیشرفت در شرایط عدم قطعیت روشی را ارائه کند. این نظریه می تواند در سبک و سنگین کردن موقع تصمیم گیری به کار آفرین ها کمک کند که در فرایند سرمایه گذاری چیکار کند، کی برنامه ریزی کند و زیر ساخت ها را چگونه بسازد. کی به تنهایی جلو برود و کی مشارکت کند، کی به باز خورد ها جواب بدهد و به آرمان ها توجه داشته باشد، چطور در بزرگ کردن کسب و کار سرمایه گذاری کند. این نظریه باید به کار آفرین اجازه بدهد که پیش بینی کند. هدف یک کسب و کار نوپا این است که بفهمیم ساختن چه چیزی مهم است. مشتری ها حاضر هستند برای چه محصولی هزینه کنند، این کار را باید در سریع ترین زمان ممکن انجام داد.

در همین زمینه بخوانید، حقایقی درباره ی آنتونی رابینز

هنری فورد یکی از موفق ترین کار آفرینان مشهور در جهان است. وی قبل از این که یک مدیر عامل مشهور بشود، مهندس بود. او شب و روزش را با گذراندن علم مکانیک سپری می کرد و سعی می کرد سیلندر های موتور را به حرکت در بیاورد. هر انفجار کوچک در سیلندر ها ، علاوه بر این که نیروی لازم برای چرخاندن چرخ ها را فراهم می کند، جرقه ی انفجار بعدی را هم فراهم می کند. اگر زمان بندی حلقه ی باز خورد، مدیریت نشود، قدرت موتور کم می شود و می ایستد. کسب و کار نوپا موتوری دارد که من به آن موتور رشد می گویم. هر نسخه ی جدید از یک محصول، هر ویژگی جدید و هر بازاریابی جدید باعث می شود که کار موتور رشد را بهتر کند.

هنری فورد هر وقت با موتور ماشین سر و کله می زد، همیشه نتیجه مثبت نمی گرفت. پس تغییرات جدید کسب و کار نوپا همیشه باعث بهبود نمی شوند، توسعه ی محصول جدید هم در شروع و هم در تغییرات بعدی محصول اتفاق می افتد. اگر بخاطر رد کردن یک خروجی از مسیر منحرف بشوید بلاخره یک راهی را پیدا می کنید که دوباره در مسیر اصلی قرار بگیرید و به مقصد برسید. کسب و کار نوپا یک هدف و مقصد دارد که آن به وجود آوردن یک تجارت پر رونق و متحول است.

من اسم این مقصد را چشم انداز می گذارم، همینطور که کسب و کار نوپا، برای رسیدن به هدفش یک راهبردی را در نظر می گیرد که این راهبرد شامل مدل کسب و کار، نقشه ی راه محصول، طرز نگرش نسبت به رقبا و شرکا و مشتریان است که در نهایت نتیجه ی نهایی این راهبرد، محصولی است که طی فرایند بهینه سازی تغییر می کند که من اسم آن را تنظیم موتور می گذارم.

کار آفرین ها باید متعهد باشند که کسب و کارشان را در راستای مقصد ببینند. هر شکست فرصتی یادگیری برای رسیدن به هدف است. باید موتور رشد را تنظیم کنند، سعی کنند محصولات و بازاریابی عملیاتی را بهتر کنند. راهبری درستی داشته باشند و تصمیم بگیرند کی و کجا چرخش داشته باشند. چالش کار آفرینی، تعادل برقرار کردن بین همه ی این هاست. حتی جا افتاده ترین شرکت ها هم باید در زمینه ی نو آوری، سرمایه گذاری کنند تا از کار افتاده نشوند. در اقتصاد مدرن توسعه ی جدید برای رسیدن به موفقیت، به شکست نیاز دارد. جنبش نوپای ناب به ما می گوید که آنهایی که در هر سازمانی نو آوری می کنند کار آفرین هستند و مدیریت کار آفرینانه می تواند به آنها کمک کند. ممنون که تا انتهای این مقاله همراه ما بودید، نظرات خودتان را در این مورد با ما در میان بگذارید..

0/5 ( 0 نظر )
دیدگاه شما

۰ دیدگاه