هدف گذاری به صورت پیشرفته | هدف گذاری smart

۶ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۲:۵۳
هدف گذاری

در این مقاله می‌خواهیم ده اصل هدف گذاری را برای شما بیان کنیم. یکی از اصل های بسیار مهم برای رسیدن به آرزوهای خود، هدف گذاری است. در این، روش اصول هدف گذاری در زندگی را بیان می کنیم. در کل این مقاله را به دو قسمت تقسیم می کنیم. با جفت هیچ همراه باشید.

هدف گذاری Smart

ببینید خصوصاً در مورد هدف گذاری کوتاه مدت، به طور کلی هر هدفی که آدم برای خودش انتخاب می‌کند، باید حواسمان به این حرف باشد که هدف ما یک خیال پردازی و رویا است یا خیر، خیال پردازی و رویا پردازی یک چیز کلی است که هیچ دقت و جزئیاتی در آن وجود ندارد، هدف گذاری خصوصاً هدف گذاری Smart یکسری خصوصیاتی دارد که اسمش خصوصیات پنج گانه است، Smart در واقع مخفف پنج حرف است.

هدف گذاری

S یعنی مشخص، M یعنی قابل اندازه گیری، A یعنی قابل دسترسی، R یعنی منطقی باشد، T یعنی زمان دار، وقتی تو خصوصاً اهداف کوتاه مدتت، هدفی درست  است و مطمئن هستید که اگر تلاش کنید قطعاً به آن می‌رسید. همچنین اهداف شما می بایست مشخص و قابل اندازه گیری باشد. کلی نباشد، یک چیزی باشد که مشخص باشد و عدد و رقم داشته باشد.

ویژگی های هدف گذاری اسمارت


Specific مشخص

Measurable قابل‌اندازه‌گیری

Achievable دست‌یافتنی

Reasonable منطقی

Time-bound زمان‌دار


اگر تو بگی می‌خواهم که خانه‌ای زیبا داشته باشم این امید و آرزو است وقتی می‌شود هدف Smart، که تو بگی که یک آپارتمان سه خوابه در محله ی فرمانیه تهران تا تیرماه ۱۳۹۹ مثلاً خواهم خرید. پس این، هدفی مشخص، قابل‌اندازه‌گیری است ولی اگر کلی بگوییم که خانه‌ای زیبا می‌خواهم داشته باشم این معلوم است که حرفی کلی است.

هدف گذاری

همین‌طور ما می‌گوییم قابل‌دسترسی و منطقی یعنی یک‌چیزی باشد که به‌طورکلی قابل انجام باشد. خصوصاً در شرایط شما قابل انجام باشد، شما باید با توجه به امکانات و قوانینی که در دسترس شما وجود دارد، این کار را باید بتوانید انجام بدهید و ممکن است در داخل این کار محدود باشید.

یک مثال دیگر، مثلاً طرف ممکنه بگه که من دوست دارم پولدار بشوم، این‌ هدف، بیشتر یک امید و خیال است ولی هدف Smart می‌تواند بگوید من تا پایان امسال ۱۰۰ هزار دلار درآمد خواهم داشت (۶۰ هزار دلار از مغازه‌ام، ۲۵ تا از اجاره، ۱۵ تا از بورس و سود بانکی)، ببین مشخص، قابل‌اندازه‌گیری، عدد و رقم داشته باشد، دست‌یافتنی و منطقی، یعنی چیزی که بقیه انجام دادن و اگر من هم کمی تلاش کنم می‌توانم به آن دست‌یابم و زمان‌دار و مشخص است، پس به اهدافی که برای خود مشخص کرده‌اید رجوع کنید، این قسمت بحثمان خیلی نیاز به انجام دادن، دارد.

عمل کردن

فقط سر تکان دادن و گوش دادن که بگویید آره من خودم می دونم، قبلاً شنیدم، این‌ها فایده‌ای ندارد، انجام دادن آن است که تغییر رو ایجاد می‌کند، خیلی از چیزها رو ما می‌دانیم ولی انجام نمی‌دهیم، چیزی رو که همه می‌دانند لزوماً آن را انجام نمی‌دهند، مهم انجام است. این‌که می دونم ولی انجام نمی‌دهم هیچ فایده‌ای ندارد، برید انجامش بدهید، همین‌الان قبل از اینکه ادامه مقاله رو بخوانید، برید و هدف‌هایتان را مشخص کنید، خصوصاً هدف‌های کوتاه‌مدت، نگاه کنید و ببینید آیا آن را Smart نوشتید.

هدف گذاری

قابل اندازه گیری

آیا هدف‌هایتان مشخص، قابل‌اندازه‌گیری، عدد و رقم دارد آیا دست‌یافتنی و منطقی است یا خیلی چیز بزرگی برداشتی که بیشتر حالت رو می‌گیرد و خیلی سردت می‌کند. این خودش یک هنری است که هدف خیلی بزرگ برندارید و هم خیلی کوچک نباشد. یکم بالاتر از سطح فعلی خودتان باشد که بتواند یک چالشی برایتان باشد و زمان‌دار باشد،

برید و نگاه بکنید مثلاً ممکنه اگر درگیر یک بیزینسی هستید مثلاً در اهداف کوتاه‌مدت این است که بگی تعداد مشتری‌هایتان را تا پایان امسال ۲۰ درصد افزایش می‌دهم یا این‌که شما بیزینسی ندارید درگیر آزمون و یا مسابقه‌ای هستید مثلاً کوتاه‌مدت این بزارید که من در این درس و یا این مهارت خاص، در مسابقه، من این رکورد را می‌زنم و یا این نمره را به دست می‌آورم یا در این درس خاص، ده درصد نمره خودم رو بالاتر می‌برم. در این مهارت خاص آن‌قدر، خودم را افزایش می‌دهم.

چیزی که اینجا می‌خواهم به شما بگویم این است که هدفتان را چقدر بزرگ بردارید باید به‌گونه‌ای باشد که مقداری از سطح فعلی خودتان بیشتر باشد خیلی سطح پایین، آن را نگیریم

قانون AIM Smart


Acceptable

Ideal

Middle


Acceptable یعنی هدفی که انتخاب کردی و برداشتی می‌تواند قابل‌قبول باشد (یعنی مینیمم)

Ideal می‌تواند ایده آل باشد یعنی ماکسیمم یعنی ته تهش!

Middle می‌تواند میانه باشد نه مینیمم نه ماکسیمم

ما همیشه صحبتمان این است که نرو به مینیمم و نرو به ماکسیمم، مینیمم خیلی در شما انرژی ایجاد نمی‌کند، خیلی هم اگر اون رو بزرگ بردارید، دلسردتان می‌کند و فکر می‌کنید که نمی‌شود، برو و یک حد وسط برای خودت پیدا کن اون چیزی رو که هستی یک‌قدم بالاتر و این‌یک هنر است که شما باید با آزمون‌وخطا آن را به دست بیاورید.

هدف گذاری

تمرین عملی در هدف گذاری Smart

خب اینجا من از شما می‌خواهم که تمرین عملی هدف Smart را انجام بدهید. حتماً برید و اهدافتان را مرور کنید و خصوصاً اهدافتان را با قانون AIM Smart بنویسید.

وقتی یک هدف منطقی دست‌یافتی، زمان‌دار، قابل‌اندازه‌گیری و مشخص برای خودتان تعریف می‌کنید و هدفی که یکم از سطح فعلی شما بالاتر است و شما رو به چالش می کشاند، اون وقت یک شوق و انرژی در ما ایجاد می‌شود و می‌دویم و کار می‌کنیم که در کوتاه‌مدت به آن برسیم.

افراد موفق هدف‌دارند، افراد متوسط آرزو

باید دقیقاً بدانید تا کی چه‌کاری را می‌خواهید انجام بدهید و آن هدف Smart باشد. پس آدم‌های معمولی فقط آرزو دارند و هدف خیلی خاص و مشخصی ندارند.

داستان دانشگاه ییل

می‌خواهیم سه اصل دیگر در مورد هدف‌گذاری را در قالب داستان برای شما بیان کنم، اصل دو، سه و چهار هدف‌گذاری را در قالب داستان برای شما بیان می‌کنم

شاید شنیده باشید یک قصه‌ای رو که می‌گویند، افرادی، یک گروهی از افراد را گرفتند و در زمان فارغ‌التحصیلی از آن‌ها پرسیدند شماها کدامتان هدف‌دارید، خب خیلی‌ها گفتند ما هدف‌داریم، بعد پرسیدن کدامتان هدف مکتوب دارید، سه درصد گفتند که ما هدف مکتوب داریم و دقیقاً به‌صورت مکتوب و کامل مشخص کرده اند که به کجا برسند.

بعد این‌ها رو بررسی کردند و دیدند ده سال بعد که به این‌ها رجوع کردند آن سه درصد که هدف مکتوب داشتند اندازهٔ کل ۹۷ درصدی که ننوشته بودند درآمد داشتند، یعنی آن سه درصد اندازه کل افراد دیگر کسب درآمد می‌کردند. این داستان واقعیت صد در صد رو نمی‌دهد ولی یک رنگ و بوی واقعیت رو می‌دهد.

تحقیق در دانشگاه ییل

درست داستان این است یک تحقیقی در دانشگاه ییل انجام شد دکتر متیوز و دکتر کراوس این تحقیق رو انجام دادند و نتایج خیلی جالبی گرفتند و من دوست دارم که خیلی به آن توجه کنید. آن‌ها افراد را به چهار گروه تقسیم کردند و به هر گروه نکاتی را بیان کردند و به گروه اول گفتند که راجب اهدافتان فقط فکر کنید، هیچ کار دیگری انجام ندهید، فقط در ذهنتان فکر کنید، به گروه دوم گفتند که فکر که می‌کنید هیچی، آن هدف‌ها رو یادداشت نمایید، آن را مکتوب کنید، به گروه سوم گفتند فکر کنید و آن هدف را مکتوب کنید. علاوه بر آن با دوستی در میان بگذارید و به گروه چهارم گفتند، فکر کنید، بنویسید با یک کسی در میان بگذارید و به‌طور هفتگی پیشرفت خودتان را به دوستی گزارش دهید.

نتایج خیلی جالب بود، وقتی بعد از مدتی آن‌ها رو بررسی کردند، گروه اول که فقط فکر کرده بودند، ۴۳ درصد توانسته بودند اهداف خود را عملیاتی کنند، گروه دوم که نوشته بودند، ۵۶ درصد که خب خیلی بیشتر است، گروه سوم که با یک نفر در میان گذاشتند، ۶۴ درصد و گروه چهارم هم که هفتگی گزارش داده بودند، ۷۶ درصد، تقریباً دو برابر گروه اول به موفقیت رسیده بودند.

نوشتن اهداف

سریع رد نشین خیلی مهم است، خیلی نکاتی مهمی در اینجا وجود دارد، یعنی این‌که اگر من فقط به اهدافم فکر کنم، خیلی‌ها دیدم که میگن ما می‌دانیم که چه چیزی می‌خواهیم، میگم نوشتی؟ ببینم، باکسی در میان گذاشتی، کسی داری حمایتت کنه، گزارش هفتگی دارید؟ طرف میگه نه ندارم خودم بلدم، خودم می دونم! نه این‌جوری فایده‌ای نداره، آن‌هایی که در ذهنشان است دستاوردشان کمتر است، آن‌هایی که می‌نویسند بیشتر است و آن‌کسی که باکسی در میان می‌گذارد، باز بیشتر است و آن‌هایی که گزارش هفتگی می‌دهند و هم حامی و پشتیبان دارند حالا می‌تواند مشاور باشد، خانواده باشد، دوست باشد، باز به‌مراتب دستاوردشان بیشتر است.

هدف گذاری

یک نکته را بگویم در مورد این‌که باکسی در میان بگذارید و انتخاب می‌کنید باید کسی باشد که شما را قضاوت نکند، ترجیحاً باید یک مربی حرفه‌ای باشد. چون آن‌ها یاد گرفتند، دوره دیدند بر اساس اصول اخلاقی که شما را قضاوت نکنند و کمکتان کنند که شما به هدفتان برسید.

ولی اگر شما با هرکسی در میان بگذارید، خیلی‌ها انرژی منفی به تو می‌دهند، می‌گویند نه نکن نمیشه یا ممکنه نظر خودشان را بگویند چون‌که خودشان نمی‌توانند، تو هم نمی‌توانی و یا شاید حسادت کنند، بنابراین اینجا یک نکتهٔ ظریفی است برای اینکه باکسی که در میان می‌گذاریم کسی باشد که با ما هم‌راستا باشد یا مربی باشد یا مشاوری باشد، کسی باشد که مثل خود ما داره و آن هدف را دنبال می‌کند، انرژی مثبت دارد.

اهدافتان را مکتوب کنید

اصل شماره دو در هدف گذاری این است که اهدافتان را مکتوب کنید. از یک مربی فوتبال آمریکایی نقل می‌کنند که او بیش از ۱۵۰ هدف را به‌صورت مکتوب برای خود نوشته بود که بیش از نود درصد آن‌ها عملی شده بود. آیا دفتری دارید؟ آیا فایل کامپیوتری دارید که اهدافتان را به‌صورت مشخص مکتوب کرده و نوشته باشید. وقتی می‌نویسید، یک انرژی به شما می‌دهد که واقعی می‌شود و به دنیای فیزیکی پا می‌گذارد.

بنابراین من هرکدام از این اصل‌ها رو می‌گویم، می‌خواهم خواهش کنم و ببینم آیا نوشته‌اید؟

اهدافتان را مرور کنید

ببینید یک‌بخشی از آزمایش نشان می‌دهد که وقتی شما باکسی در میان می‌دهید و گزارش می‌دهید یعنی این‌که دارید به آن فکر می‌کنید و درگیر آن هستید

از Dan O Brien که در المپیک مدال طلا را آورده بود، یک قصه‌ای نقل می‌شود که می‌گوید، ایشان با جمعی از افراد که دور خود نشسته بودند و قهرمان المپیک دوره قبل با آن‌ها صحبت می‌کرد و از آن‌ها پرسید که کدامتان هدف دارید، از آن‌ها پرسیدند که کدامتان هدف مکتوب دارید همه دستشان بالا رفت و از آن‌ها پرسید که کدامتان هدفتان در جیبتان است، فقط Dan O Brien دستش بالا رفت و آن تنها کسی بود که در همان سال قهرمان المپیک شد.

هدف گذاری

تکرار و مرور اهداف

حالا این داستانش چیه؟ که نوشتن هدف خودش خیلی خوب است ولی این‌که مرورش کنیم و همیشه همراهمان باشد، حالا نه لزوماً تو جیبمان و یا کیفمان، حداقل یک‌بار و یا دو بار اهدافمان را مرور کنیم که آیا این کار را انجام می‌دهید، این‌ها نکات ظریفی است که باید انجام دهید. پس اهدافتان را که نوشتید باید سعی کنید هرروز به آن رجوع کنید، گاهی اهدافتان عوض می‌شود، عدد، رقم‌ها تغییر پیدا می‌کند. مثلاً شما تعیین کردید تا فلان تاریخ من این کار انجام می‌دهم شاید یکمی بالا و پایین بشود چون واقعی‌تر آن را می‌بینید ولی این مرور باعث می‌شود که بهتر نتیجه بگیرید.

شاید داستان جیم کری را شنیده باشید، او می گوید: من آن موقع ای که هیچ‌کسی نبودم، یک چک برای خودم نوشتم و چندین میلیون دلار روی آن چک نوشتم و آن را امضا کردم که من این چک رو یک موقع ای نقد می‌کنم. و بعد از مدتی این چک رو نقد کردم، درآمد از آن داشتم و به آن آرزویم رسیدم. بنابراین مرور کردن اهداف خود بسیار مهم است.

ممنون که تا پایان این مقاله همراه ما باشید حتما، لطفا قسمت دوم این مقاله را هم دنبال کنید، چون نکات کلیدی در آن بیان شده است.

منبع: جفت هیچ

0/5 ( 0 نظر )
دیدگاه شما

۰ دیدگاه